وبلاگ ِ مكمل ِ اين وبلاگ :

‏نمایش پست‌ها با برچسب ولايت فقيه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ولايت فقيه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ دی ۲۰, دوشنبه

216... .

هوالخلاق
ولايت نوشت 3 :
این خطبه( 216 ) از خطبه هاى مهم نهج البلاغه است
که امام علي (علیه السلام) در زمان ومکان خاصى،
یعنى در جنگ صفین ایراد فرمودند
 و مباحث مهمى را در بر دارد و عمدتاً از چهار بخش تشکیل شده است:

1. در بخش اوّل از حقوق متقابل والى و رعیت (زمامداران و توده هاى مردم) سخن مى گویند.
به بیان قانونى کلى درباره حقوق مى پردازند و مى فرمایند:
حق، همواره دو سویه است;
هرکس بر دیگرى حق دارد او نیز به نوعى داراى حق بر آن شخص است 

2. در بخش دوم حقوق حاکمان بر مردم
و حقوق مردم را بر حاکمان تشریح مى کنند
و در همین بخش بر این معنا تأکید مى فرمایند
که نه اصلاح مردم بدون اصلاح حاکمان ممکن است
و نه اصلاح حاکمان بى اصلاح مردم;
یعنى این دو در یکدیگر تأثیر متقابل دارند.

3. بخش سوم در واقع پاسخى است
که امام(علیه السلام) به یکى از یارانشان دادند;
او تعریف و تمجید فراوانى از امام کرد
و وفادارى کامل خود را به پیشگاه آن حضرت عرضه داشت،
امام در پاسخ او تواضع فراوانى نمودند و فرمودند:
من هرگز ثناگویى و تعریف و تمجید را خوش ندارم،
چرا که همه عظمتها مخصوص ذات پاک خداست.

4. در بخش چهارم از روابط صحیح حاکمان و مردم
سخن به میان آمده
و بدین معنا تأکید شده که حاکمان باید از متملّقان و چاپلوسان بپرهیزند
و به عکس آماده شنیدن نقد نقّادان و خرده گیرى خرده گیران باشند
تا جامعه رو به سوى صلاح و فلاح حرکت کند.

تشكر نوشت :
از دوست عزيز ( CENT )
به دليل معرفي اين خطبه ي طلايي به بنده ي حقير سپاسگزارم... .
اگر خداوند خلاق بخواهند
در پست هاي آينده
به جزئيات بيشتري از اين خطبه ي طلايي خواهم پرداخت... .

دعا نوشت :
 دعايى از آن حضرت (ع )
بار خدايا، به توانگرى ، آبرويم را حفظ كن
و مكانتم را به بينوايى تباه منماى كه از روزيخواران تو روزى خواهم ،
يا از مردم بدكردارت مهربانى جويم
و يا به ستايش كسانى  كه به من چيزى بخشيده اند، مبتلا گردم
و يا به نكوهش كسانى ، كه مرا محروم داشته اند، فريفته شوم .
سرانجام ،
تويى كه مى توانى ببخشى و مى توانى نبخشى كه تو بر هر چيز توانايى .

منبع : 
http://www.amiralmomenin.net/
http://www.askquran.ir/



اللهم عجل لوليك الفرج... .
ارادتمند : a min ) amin )

۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه

اهميت ولايت مداري ( اختیارات ولایت فقیه = اختیارات پیامبر ص و ائمه اطهار ... )

هوالخلاق
ولايت نوشت 2 :
نظام جمهوری اسلامی ایران،
نظامی سیاسی است
و اسلامیت به عنوان مهمترین رکن و شاید اصل و اساس آن مطرح است.
مبنای جریان اسلامیت و جمهوریت از طریق ولایت فقیه یا ولایت مطلقه امري جاری و ساری است و
این همان است که امام خمینی (ره) پس از قرن‌ها مباحث سیاسی فقهی در نظام اسلامی،
آن را با انقلابی عظیم به ظهور رساند و
آرزوی دیرینه فقها و اندیشمندان دینی را عملی و عینی نمود.
نویسنده در خاطر خود دارد زمانی که روزنامه نگار معروف غربی، حامد الگار،
از امام خمینی پرسید که اختیارات ولی فقیه
و محدوده آن چه تفاوتی با اختیارات پیامبر خاتم اسلام و یا ائمه شیعیان دارد،
امام در پاسخ فرمودند که
اختیارات ولایت فقیه همان اختیارات پیغمبر و ائمه است.
 اگر چه این حرف جدیدی نبود و در متن دروس کتاب ولایت فقیه امام به خوبی مطرح شده بود،
اما رفتار امام به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی و نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد
نشان از آن بود که مشروعیت در نظام جمهوری اسلامی برای هر قاعده و و رفتار
منوط به تایید ولایت امر است... .


منبع :
بخشي از مقاله ي
دكتر محمودرضا اميني
 کارشناس مسائل استراتژیک
www.delnegar.com


اگر خداوند خلاق بخواهند ادامه خواهد داشت... .

 


اللهم عجل لوليك الفرج... .
ارادتمند : a min ) amin )

۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه

لزوم ِ حكومت ِ اسلامي ( استدلال ِ عقلي ِ مستقل)

هوالخلاق
ولايت نوشت 1 :
حضرت امام خميني(ره) براي لزوم تشكيل حكومت اسلامي،
چهار استدلال بيان كرده‌اند؛
 سه استدلال در كتاب البيع
و يك استدلال در کتاب حكومت اسلامي (یا همان کتاب ولایت فقیه).



سه استدلال كتاب البيع از نوع
«استدلال عقلي مستقل» ،
 «استدلال عقلي غيرمستقل» و
«استدلال شرعي محض» هستند
و استدلال کتاب حكومت اسلامي (یا همان ولایت فقیه)
از نوع استدلال غایی یا «استدلالي با نظر به هدف اسلام» است.

1. استدلال عقلي مستقل
امام(ره) در كتاب البيع مي‌نويسند:
احكام اسلامي تا روز قيامت باقي و لازم الاجرا است .
اين بقاء و دوام ، نظامي را ايجاب مي كند كه عهده دار اجراي آنها شود .
اجراي احكام الهي جز از طريق حكومت اسلامي امكان ندارد.
در غير اينصورت جامعه به طرف هرج و مرج رفته و بي نظمي بر جامعه حاكم خواهد شد .
و چون بي نظمي و پريشاني امور مسلمانان نزد خدا و خلق ناپسند است
و نظم جز به استوار حكومت ، تحقق نمي يابد
هيچ ترديدي براي لزوم حكومت باقي نمي ماند .
علاوه بر اين ، محافظت از مرزها هم عقلا و شزعا لازم است
و تحقق آن بدون داشتن حكومت اسلامي امكان‌پذير نيست .
خداوند قادر حكيم اين مسائل را ناديده نگرفته و از آن غفلت نكرده است.
همان ولايتي كه لزوم امامت پس از رسالت را اثبات مي كند
لزوم حكومت در زمان غيبت را هم ثابت مي كند .
آيا مي توان تصور كرد كه آفريدگار حكيم در دوران غيبت ،
جامعه اسلامي را به حال خود رها كرده باشد
يا به هرج و مرج و پريشاني احوال آنان رضايت داده است؟
لزوم حكومت به منظور بسط عدالت ، رفع ظلم ، تعليم و تربيت و...
از بديهي ترين مسائل است... .






اگر خداوند خلاق بخواهند ادامه خواهد داشت... .



اللهم عجل لوليك الفرج... .
ارادتمند : a min ) amin )